خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و دلباختگی سخن میگوید. او از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر طبیعت (مانند درخت سرو و آب) صحبت میکند و احساسات خود را نسبت به معشوق بیان میدارد. همچنین، شاعر از ترس از دست دادن معشوق و دردهای عشق میگوید و تأکید میکند که حتی با وجود رنجها، حاضر به ترک این عشق نیست.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارههای بهکار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۶۳۵ - سرو دیوانه شدست از هوسی بالایش
سرو دیوانه شدست از هوسی بالایش
می رود آب که زنجیر نهد بر پایش ۱
داشت از آب چو گل آینه در پیش جمال
آب شد آبنه از شرم رخ زیبایش ۲
پیش من قصة عاشق کشی او مکنید
ترسم این بشنوم از دل برود غمهایش ۳
گر برند از پی سوداش سر من چو قلم
بر نراشم سری از نو بکنم سودایش ۴
دهنت دزد دل ماست به او پنهانی
ا گر زبان تو یکی نیست به ما نمایش ۵
زیر پا نا نشود خار رهت خسته ز من
کرده ام چون مژه بر دیده روشن جایش ۶
گفته بی رخ ما کار تو صبرت کمال
این نمی آید ازو کار دگر فرمایش ۷
می رود آب که زنجیر نهد بر پایش ۱
داشت از آب چو گل آینه در پیش جمال
آب شد آبنه از شرم رخ زیبایش ۲
پیش من قصة عاشق کشی او مکنید
ترسم این بشنوم از دل برود غمهایش ۳
گر برند از پی سوداش سر من چو قلم
بر نراشم سری از نو بکنم سودایش ۴
دهنت دزد دل ماست به او پنهانی
ا گر زبان تو یکی نیست به ما نمایش ۵
زیر پا نا نشود خار رهت خسته ز من
کرده ام چون مژه بر دیده روشن جایش ۶
گفته بی رخ ما کار تو صبرت کمال
این نمی آید ازو کار دگر فرمایش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳۴ - زهی کشیده کمان ابروی تو تا بن گوش
گوهر بعدی:شماره ۶۳۶ - شوخی که کشد عاشق نزدیک من آریدش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.