خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج عاشق از هجران و جفای معشوق است. شاعر از اشکهای بیپایان، نگرانیهای فراوان و بیداد معشوق شکایت میکند و از او میخواهد که به دلهای رنجدیده توجه کند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد هجران و رنج عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۶۳۳ - رفتی ز برم عاقبت ای شوخ جفا کیش
رفتی ز برم عاقبت ای شوخ جفا کیش
از دیده برفتی و نرفتی ز دل ریش ۱
در هجر تو چندانکه بدیدیم ز گریه
جز اشک ندیدیم که کاری رود از پیش ۲
گر مینگذاری که سر زلف تو گیرم
بگذار که چون زلف تو گیریم سر خویش ۳
چندان که به گل، خاطر بلبل نگرانست
دارم به جمالت نگرانی من از آن بیش ۴
دی کردم از آن غمزه شکایت به لب او گفت
داری هوس نوش مرنج از الم نیش ۵
تا کی کنی اندیشه آزار دل ما
ای مرهم جانها ز دل ریش بیندیش ۶
بر جان کمال این همه بیداد تو تا کی
شاهان نه پسندند ستم بر دل درویش ۷
از دیده برفتی و نرفتی ز دل ریش ۱
در هجر تو چندانکه بدیدیم ز گریه
جز اشک ندیدیم که کاری رود از پیش ۲
گر مینگذاری که سر زلف تو گیرم
بگذار که چون زلف تو گیریم سر خویش ۳
چندان که به گل، خاطر بلبل نگرانست
دارم به جمالت نگرانی من از آن بیش ۴
دی کردم از آن غمزه شکایت به لب او گفت
داری هوس نوش مرنج از الم نیش ۵
تا کی کنی اندیشه آزار دل ما
ای مرهم جانها ز دل ریش بیندیش ۶
بر جان کمال این همه بیداد تو تا کی
شاهان نه پسندند ستم بر دل درویش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳۲ - رفت بار من و بگذاشت مرا با دل ریش
گوهر بعدی:شماره ۶۳۴ - زهی کشیده کمان ابروی تو تا بن گوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.