خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به موضوعاتی مانند عشق، دلبستگی، رنجهای عاشقانه و مفاهیم فلسفی مانند فداکاری و گذشت میپردازد. شاعر از دلهایی که دلداری ندارند، عاشقان بیقرار، و زیباییهای طبیعت مانند سرو و گل صحبت میکند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند سوز و گداز عاشقانه و ترس از ناکامی دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و تمثیلهای بهکار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۳۱ - دل که دلداری ندارد دل نشاید خواندنش
دل که دلداری ندارد دل نشاید خواندنش
نیست عاشق گر نباشد رسم جان افشاندنش ۱
گرچه افتادست بر خاک رهش گلگون اشک
تا مجالی هست خواهیم از پی او راندنش ۲
سهل باشد گر کنار ما گرفت از گریه آب
بر کنار آب چون گل گر توان بنشاندنش ۳
سرو می گویند از آن قامت به حیرت مانده است
ز آنچه می گویند می ماند به بکجا ماندنش ۴
خنده او میکشد ما را سرش بازیم و جان
زآنکه طفل است و به بازی میتوان خنداندنش ۵
گر بخواهد عود پیش زلف و خالت عود سوز
چوب می باید نخستین آنگهی سوزاندنش ۶
پیش روی بار از ناسوختن نرسد کمال
زاهدا تا کی ز آتش دم به دم ترساندنش ۷
نیست عاشق گر نباشد رسم جان افشاندنش ۱
گرچه افتادست بر خاک رهش گلگون اشک
تا مجالی هست خواهیم از پی او راندنش ۲
سهل باشد گر کنار ما گرفت از گریه آب
بر کنار آب چون گل گر توان بنشاندنش ۳
سرو می گویند از آن قامت به حیرت مانده است
ز آنچه می گویند می ماند به بکجا ماندنش ۴
خنده او میکشد ما را سرش بازیم و جان
زآنکه طفل است و به بازی میتوان خنداندنش ۵
گر بخواهد عود پیش زلف و خالت عود سوز
چوب می باید نخستین آنگهی سوزاندنش ۶
پیش روی بار از ناسوختن نرسد کمال
زاهدا تا کی ز آتش دم به دم ترساندنش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳۰ - دل مسکین که می بینی ازینسان بی زر و زورش
گوهر بعدی:شماره ۶۳۲ - رفت بار من و بگذاشت مرا با دل ریش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.