خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و شیفتگی خود به معشوق سخن می‌گوید. او از نگاه و رفتارهای فریبنده معشوق می‌گوید که دل عاشق را می‌رباید و حتی باعث رنج و خون دل شدن عاشق می‌شود. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق، از جمله زلف و نگاه او، با عباراتی پراحساس و گاه دردآلود یاد می‌کند.

متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و گاه دردآلود است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'عاشق کشتنش' یا 'خونبهای خود گرفتی' ممکن است نیاز به بلوغ عاطفی برای درک صحیح داشته باشند.

مشاهده کامل

شماره ۶۲۳ - آنکه می خوانند مردم مردم چشم منش

آنکه می خوانند مردم مردم چشم منش
چشم من روشن به روی اوست گفتم روشنش ۱

بر دل عاشق ز یک یک شیوه های چشم او
شیوه خوشتر نمی آید ز عاشق کشتنش ۲

آهوان را از دویدن شد جگر خون و هنوز
در می یابند مکر و غمزة صید افکنش ۳

پیرهن در بر نگیرد آن بدن جز با خیال
در می یابند مکر و غمزة صید افکنش ۴

زلف را گفتم ببر نشنید بر عاشق چه جرم
گر رود سرها به باد از هر طرف بر گردنش ۵

دامن زلفش گرفتم وقت قتل آن غمزه گفت
خونبهای خود گرفتی چون گرفتی دامنش ۶

عکس شمشیرت پس از کشتن گر افتد برکمال
جان زه اول تیزتر آید به سر وقت تنش ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۲۲ - آنکه ز بی گنه کشی نیست دمی ندامتش
گوهر بعدی:شماره ۶۲۴ - به خواب آن لعل میگون دیده ام دوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.