خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و هجران میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند و درد دلش را تسکین دهد. او از بیقراری و بیپناهی خود در فراق یار سخن میگوید و امیدوار است که روزی به وصال برسد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها به بلوغ عاطفی و شناختی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۶۰۴ - کشت چشم توأم به شیوه و ناز
کشت چشم توأم به شیوه و ناز
نظری سوی کشتگان انداز ۱
خستگانرا به پرسشی دریاب
به بیدلانرا به وعده های بنواز ۲
دل بیچاره شد ز هجر تو خون
چاره کار او به وصل بساز ۳
امشب افکن ز روی خویش نقاب
شمع مجلس ز شرم گر بگداز ۴
ما گدائیم و مفلس و نو کریم
ما غریبیم و تو غریب نواز ۵
از تو سر گر طلب کنند ای دل
جان بنه بر سر و روان در باز ۶
عاقبت زلف او بدست آری
گر بیابی کمال عمر دراز ۷
نظری سوی کشتگان انداز ۱
خستگانرا به پرسشی دریاب
به بیدلانرا به وعده های بنواز ۲
دل بیچاره شد ز هجر تو خون
چاره کار او به وصل بساز ۳
امشب افکن ز روی خویش نقاب
شمع مجلس ز شرم گر بگداز ۴
ما گدائیم و مفلس و نو کریم
ما غریبیم و تو غریب نواز ۵
از تو سر گر طلب کنند ای دل
جان بنه بر سر و روان در باز ۶
عاقبت زلف او بدست آری
گر بیابی کمال عمر دراز ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰۳ - سر من خاک پایت باد و جان نیز
گوهر بعدی:شماره ۶۰۵ - گل رخسار ترا وقت تماشاست هنوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.