خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و دل‌بستگی شدید به معشوق سخن می‌گوید. او احساس می‌کند وجودش در برابر چشمان معشوق ناتوان است و عشقش به اندازه‌ای عمیق است که حتی ذره‌ای از آن سنگین‌تر از آب است. شاعر به رازآلود بودن معشوق اشاره می‌کند و از بی‌وفایی او شکایت دارد، اما با این حال، عشقش همچنان پرشور و جان‌فشان است.

این شعر دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند بی‌وفایی و رازآلودگی معشوق ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

مشاهده کامل

شماره ۵۸۴ - دلی دارم ز چشمت ناتوانتر

دلی دارم ز چشمت ناتوانتر
وجودی از دهانت بی نشانتر ۱

چو اشکم در کنار ای در سیراب
اگر آنی شپی باری روانتر ۲

رقیبت مهربانیها نماید
ولی از ما نباشد مهربانتر ۳

به مهرت گر بسنجم ذره ای را
هنوز آن ذرهام آبد گرانتر ۴

میانت گوئیا رازیست غیبی
که از سره ضمیر آمد نهانتر ۵

دل از چشم تو خود بودی چنان مست
چو کردی یک نظر گشت آن چنانتر ۶

میفشان از کمال ای بیوفا دست
کزو عاشق نیابی جان فشانتر ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۸۳ - دل رفت و نماند عقل و تدبیر
گوهر بعدی:شماره ۵۸۵ - از سودای سر زلف چو زنجیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.