خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و اشتیاق به معشوق سخن میگوید و درد فراق را توصیف میکند. او از گریهها و انتظارهایش میگوید و تأثیر عمیق معشوق بر قلب خود را بیان میدارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
شماره ۵۸۰ - دارم اندک روشنائی در بصر
دارم اندک روشنائی در بصر
بی جمال او ولى فیه النظر ۱
چشم مشتاقی براه انتظار
خاک شد وز خون دیده خاک تر ۲
سرخ گردد هر که از هر سو دوید
اشک ما سرخ از دویدن شد مگر ۳
من شکرها خوردم از شکر لبش
راست فرمودند تجزیه من شکر ۴
چشمه او افتاده در دلهای ماست
همچو مستی در دکان شیشه گر ۵
شب زدم سر بر در و دیوار او
چون سحر شد باز بردم دردسر ۶
گریه بیدادش نشست از دل کمال
لایزیل الماء نقشة فی الحجر ۷
بی جمال او ولى فیه النظر ۱
چشم مشتاقی براه انتظار
خاک شد وز خون دیده خاک تر ۲
سرخ گردد هر که از هر سو دوید
اشک ما سرخ از دویدن شد مگر ۳
من شکرها خوردم از شکر لبش
راست فرمودند تجزیه من شکر ۴
چشمه او افتاده در دلهای ماست
همچو مستی در دکان شیشه گر ۵
شب زدم سر بر در و دیوار او
چون سحر شد باز بردم دردسر ۶
گریه بیدادش نشست از دل کمال
لایزیل الماء نقشة فی الحجر ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۹ - خوش نسیمی است بوی صحبت یار
گوهر بعدی:شماره ۵۸۱ - دردا که رفت عمر وه نکردیم هیچ کار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.