خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید. او از بلندپروازیهای عاشقانه، رنجهای عشق، و دشواریهای رسیدن به معشوق میگوید. همچنین، از زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر دل عاشق یاد میکند.
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.
شماره ۵۶۳ - بار ما سرو بلند است بگوئیم بلند
بار ما سرو بلند است بگوئیم بلند
پست گفتن سخن از بیم رقیبان تا چند ۱
دامنش دیر بدستم فته و حلقه زلف
نتوان زود گرفت آهوی مشکین بکمند ۲
تیرهای دگرش بر دل اگر آید حیف
آنچه خاکیست چرا بر من خاکی نفکند ۳
بعد ازین کآتش دل سینه پروانه بسوخت
شمع خواهی به هلاکش بگری خواه بخند ۴
دل صد پاره بمرهم نشود چاره پذیر
جامه نازک چو شکستند نگیرد پیوند ۵
گفته کار دلت بسته از آن زلف دوتاست
کار تست این همه بر زلف دلاویز مبند ۶
گر بجویند بعد قرن نیابند کمال
بلبلی چون تو خوش الحان به چمنهای خجند ۷
پست گفتن سخن از بیم رقیبان تا چند ۱
دامنش دیر بدستم فته و حلقه زلف
نتوان زود گرفت آهوی مشکین بکمند ۲
تیرهای دگرش بر دل اگر آید حیف
آنچه خاکیست چرا بر من خاکی نفکند ۳
بعد ازین کآتش دل سینه پروانه بسوخت
شمع خواهی به هلاکش بگری خواه بخند ۴
دل صد پاره بمرهم نشود چاره پذیر
جامه نازک چو شکستند نگیرد پیوند ۵
گفته کار دلت بسته از آن زلف دوتاست
کار تست این همه بر زلف دلاویز مبند ۶
گر بجویند بعد قرن نیابند کمال
بلبلی چون تو خوش الحان به چمنهای خجند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۲ - بار غروری به حسن خویش ندارد
گوهر بعدی:شماره ۵۶۴ - بار هر دم ز من خسته چرا می رنجد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.