خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان شاعری است که عشق به معشوق را در هر چیزی که از خاک او میروید، میبیند. حتی خاری که از تربت او میروید، عاشق معشوق میشود و معشوق شهید عشق خود را با اشک میشوید. شاعر به دنبال وصال معشوق است و وصف دهان معشوق را کمالی میداند که در قافیههای تنگ بیان میشود.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۵۵۰ - هر گل که ز خاک من بروید
هر گل که ز خاک من بروید
عاشق شود آنکه آن ببوید ۱
در دامن دوست خواهد آویخت
خاری که ز تربتم بروید ۲
معشوق شهید عشق خود را
با اشک بشوید و بموید ۳
تا دیده شود به خاک آن پای
عاشق ره وه به دیده پوید ۴
جوید دلم آن دهن همیشه
چیزی که نیافت کی چه جوید ۵
وصف دهنت کمال دائم
در قافیه های تنگ گوید ۶
عاشق شود آنکه آن ببوید ۱
در دامن دوست خواهد آویخت
خاری که ز تربتم بروید ۲
معشوق شهید عشق خود را
با اشک بشوید و بموید ۳
تا دیده شود به خاک آن پای
عاشق ره وه به دیده پوید ۴
جوید دلم آن دهن همیشه
چیزی که نیافت کی چه جوید ۵
وصف دهنت کمال دائم
در قافیه های تنگ گوید ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۹ - هرگزم روزی نداد آن طرفة بغداد داد
گوهر بعدی:شماره ۵۵۱ - هزار بار فزون ناز او گرم بکشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.