خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از احساسات و عواطف درونی خود سخن میگوید، از عشق و هوس، رنج و نالههایش، و این که همه از حال او آگاهند. او با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند سگ، باران و مرغان چمن، احساس تنهایی و درک نشدن را بیان میکند، اما تأکید دارد که حقیقت حالش بر همه آشکار است.
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و تنهایی نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل دارند.
شماره ۵۱۷ - من بر سر آن کر بچه کارم همه دانند
من بر سر آن کر بچه کارم همه دانند
در سر هوس روی که دارم همه دانند ۱
رانی چو سگم از در و گونی که بکن عقو
تا حشر من این در نگذارم همه دانند ۲
گر آه من آن سرو نداند که بلند است
مرغان چمن ناله زارم همه دانند ۳
گیرم که به خون زخم بپوشم ز طبیبان
از ناله دل و جان نگارم همه دانند ۴
گیرم ز بزرگی سگ خویشم شمرد بار
من کیستم و در چه شمارم همه دانند ۵
باران اگرت جان و سر آرند بتحقه
من نیز به باران تو بارم همه دانند ۶
گر خلق ندانند کمال این سخن کیست
چون معنی نو در قلم آرم همه دانند ۷
در سر هوس روی که دارم همه دانند ۱
رانی چو سگم از در و گونی که بکن عقو
تا حشر من این در نگذارم همه دانند ۲
گر آه من آن سرو نداند که بلند است
مرغان چمن ناله زارم همه دانند ۳
گیرم که به خون زخم بپوشم ز طبیبان
از ناله دل و جان نگارم همه دانند ۴
گیرم ز بزرگی سگ خویشم شمرد بار
من کیستم و در چه شمارم همه دانند ۵
باران اگرت جان و سر آرند بتحقه
من نیز به باران تو بارم همه دانند ۶
گر خلق ندانند کمال این سخن کیست
چون معنی نو در قلم آرم همه دانند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱۶ - من به درد دل خوشم جان مرا صحت چه سود
گوهر بعدی:شماره ۵۱۸ - به با رخ تو خود را بوجه می ستای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.