این متن به مصیبتهای حضرت زینب (س) پس از واقعه کربلا و اسارت اهل بیت اشاره دارد. در این شعر، زینب (س) با دلی شکسته و غمگین، به قتلگاه برده میشود و بر سر نعش بیسر برادرش حسین (ع) میگرید. او از درد و رنج خود و اسارت زینالعابدین (ع) میگوید و از تب و اضطراب شبانهروزی سخن میراند. همچنین، متن بر غمخواری از بیماران تبدار تأکید دارد و پایان آن با تأکید بر غم از دست دادن حسین (ع) همراه است.
متن دارای مضامین عمیق مذهبی و عاطفی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، صحنههای غمگین و توصیف مصیبتهای واقعه کربلا ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شمارهٔ ۷ - و برای او
وقت اسیری با دل صد پاره زینب ۱
در قتلگاه آورد رو بیچاره زینب ۲
گفتا سر نعش حسین با شور و غوغا ۳
ای نور عینم بیسر حسینم
ریحانه زهرا و شمس مشرقینم ۴
ای نور عینم بیسر حسینم ۵
بازوی زینالعابدین اندر طنابست
از سوز تب روز و شب اندر اضطرابست ۶
غمخواری بیمار تب دارت ثوابست ۷
(صامت) کند زین غصه مرگ خود تمنا ۸
ای نور عینم بی سر حسینم
ریحانه زهرا و شمش مشرقینم ۹
ای نور عینم بیسر حسینم ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.