خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر به مخاطب خود تذکر میدهد که چرا برای کسب سعادت تلاش نمیکند و عمر خود را بیهوده تلف میکند. او از غفلت از جوانی و پیری، بیتوجهی به معاد و عذاب دوزخ، و ارتکاب گناهان بدون ترس از عقاب انتقاد میکند. شاعر همچنین از بیحسی نسبت به گناه و بیتوجهی به حساب و کتاب روز قیامت ابراز تعجب میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق اخلاقی و مذهبی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، انتقادهای تند و اشاره به عذاب اخروی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد.
شمارهٔ ۲۰ - و برای او
دلا به کسب سعادت چرا شتاب نداری
غم جوانی و پیری و به هیچ باب نداری ۱
چه شد تو را که محبان تام وقت و تو تنها
خیال رحلت از این منزل خراب نداری ۲
متاع عمر عزیز تو صرف شد به بطالت
به روزگار بجز میل خورد و خواب نداری ۳
ز ارتکاب معاصی همیشه بیخود و مستی
خبر ز دوزخ و هنگامه عذاب نداری ۴
به خون بیگنهان بیحساب پنجه میالای
عجب که واهمه از موقف حساب نداری ۵
چگونه صبر کنی در جزا به آتش دوزخ
در این جهان که دمی تاب آفتاب نداری ۶
که داده است تو را در زمانه این همه جرات
که میکنی گنه و خوف از عقاب نداری ۷
برای زادره (صامت) ای سرشک شتابی
بدا بحال تو ای دیده از چه آب نداری ۸
غم جوانی و پیری و به هیچ باب نداری ۱
چه شد تو را که محبان تام وقت و تو تنها
خیال رحلت از این منزل خراب نداری ۲
متاع عمر عزیز تو صرف شد به بطالت
به روزگار بجز میل خورد و خواب نداری ۳
ز ارتکاب معاصی همیشه بیخود و مستی
خبر ز دوزخ و هنگامه عذاب نداری ۴
به خون بیگنهان بیحساب پنجه میالای
عجب که واهمه از موقف حساب نداری ۵
چگونه صبر کنی در جزا به آتش دوزخ
در این جهان که دمی تاب آفتاب نداری ۶
که داده است تو را در زمانه این همه جرات
که میکنی گنه و خوف از عقاب نداری ۷
برای زادره (صامت) ای سرشک شتابی
بدا بحال تو ای دیده از چه آب نداری ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۹ - و برای او
بعدی:کتاب القطعات و النصایح
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.