این متن شعری است که به مصائب حضرت زینب (س) و شهدای کربلا، به ویژه حضرت امام حسین (ع)، میپردازد. در این شعر از رنجها و ستمهای وارد شده بر اهل بیت پس از واقعه عاشورا سخن گفته شده است، از جمله بیکفنی امام حسین (ع)، بریده شدن حنجره حضرت زینب (س)، و بیاحترامی به پیکر شهدا. همچنین، این شعر به غربت و مظلومیت اهل بیت و ندای حضرت زینب (س) برای مادرش حضرت فاطمه (س) اشاره دارد.
متن حاوی توصیفاتی از خشونت و مصائب شدید است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد. همچنین، درک عمیق تر مفاهیم مذهبی و تاریخی آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شمارهٔ ۲۷ - زبان حال حضرت زینب(ع)
زینب شو فدایی ببریده حنجرت ۱
ای کاش خواهر تو نمیدید اینچنین
بر نوک نی سر تو و صدپاره پیکرت ۲
آوردی ام به کرب و بلا بیکس و غریب
خوش میکنی غریب نوازی ز خواهرت ۳
بردار سر ز خهاک و بپرس از من فکار
کای زینب ستمزده، کو کهنه معجرت ۴
شمر این قدر نداشت مروت که بعد قتل
بیرون نمود پیرهن کهنه از برت ۵
کافی نبود زخم تنت از سم ستور
کرد ابن سعد سرمه صفت جسم اطهرت ۶
چندان امان نمیدههدم شمر بیپدر
تا قاصدی روانه کنم نزد مادرت ۷
گوید که یا بتول سوی کربلا بیا
غلطان به خون ببین بدن نازپرورت ۸
از بهر گوشواره دریدند کوفیان
گوش عروس فاطمه زار دخترت ۹
رفتم دگر، ولی بود این داغ بر دلم
کز بعد من چه آید از این قوم بر سرت ۱۰
(صامت) شدی چه نوحهگر ماتم حسین
دیگر بود چه واهمه از روز محشرت؟ ۱۱
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.