خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات شاعر درباره اسارت، آزادی، عشق و وفا است. شاعر از رهایی از قفس سخن میگوید اما در عین حال از ترس دوباره اسیر شدن میترسد. او به عشق و وفا اشاره میکند و از تجربیات عاشقانه خود میگوید. در نهایت، شاعر به دنبال آرامش در بند است تا اینکه دوباره به آزادی فکر کند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و تمثیلهای به کار رفته نیاز به درک بالاتری از ادبیات دارند.
شماره ۵۲ - از قفس راندی و گفتی روز که آزادی دگر
از قفس راندی و گفتی روز که آزادی دگر
تا مرا سازی اسیر دام صیادی دگر ۱
بهر من آسودگی در بند بهتر حاصل است
تا نیفتد دیدهام بر سرو آزادی دگر ۲
با همه سرعت مگر چون من به زلفت شد اسیر
گرنه از کویت وزان نبود چرا بادی دگر ۳
دوش اسم دانه خال تو آمد بر زبان
نشنوم از مرغ دل امروز فریادی دگر ۴
نیر بر چشمم زن و چشم خود از بیگانه بند
کشته خود را مده بر دست جلادی دگر ۵
از وفا نبود که شیرین بعد مرگ کوهکن
دل نهد بر عشقبازیهای فرهادی دگر ۶
(صامتا) دس ادبیت داده این طلب اللسان
می مجو این رتبه از تادیب استادی دگر ۷
تا مرا سازی اسیر دام صیادی دگر ۱
بهر من آسودگی در بند بهتر حاصل است
تا نیفتد دیدهام بر سرو آزادی دگر ۲
با همه سرعت مگر چون من به زلفت شد اسیر
گرنه از کویت وزان نبود چرا بادی دگر ۳
دوش اسم دانه خال تو آمد بر زبان
نشنوم از مرغ دل امروز فریادی دگر ۴
نیر بر چشمم زن و چشم خود از بیگانه بند
کشته خود را مده بر دست جلادی دگر ۵
از وفا نبود که شیرین بعد مرگ کوهکن
دل نهد بر عشقبازیهای فرهادی دگر ۶
(صامتا) دس ادبیت داده این طلب اللسان
می مجو این رتبه از تادیب استادی دگر ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱ - دلم دائم ز هجرت خویش را بیمار میخواهد
گوهر بعدی:شماره ۵۳ - هر چه خواهی بر من ای دنیا ز تلخی تنگ گیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.