خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شخصی به دکان اکبر مسگر میرود و متوجه میشود که پیراهن او سیاه شده است. اکبر توضیح میدهد که این سیاهی ناشی از عشق به احمد است و دلش مانند آتشی است که پیراهنش را سوزانده و پاره کرده است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عشقی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'آتش دل' و 'پیرهن پاره' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۳ - با اکبر مسگر به دکان گفتم من
با اکبر مسگر به دکان گفتم من
زانگشت سیه شد به تنت پیراهن ۱
گفتا که ز عشق روی احمد سوخت
بر آتش دل پیرهن پاره من ۲
زانگشت سیه شد به تنت پیراهن ۱
گفتا که ز عشق روی احمد سوخت
بر آتش دل پیرهن پاره من ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲ - نشسته بر دم حمام دیدم آن مه را
گوهر بعدی:شماره ۸۴ - بود وقتی کمال اسماعیل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.