خلاصه و ردهبندی سنی
16+
حاجی احمد از نداشتن برگ در خانهاش شکایت میکند و از این غصه به مرگ راضی شده است. در پاسخ به او گفته میشود که در زمستان هیچ کدویی برگ ندارد و او نباید اینقدر نگران باشد.
متن دارای مفاهیم نمادین و نیازمند درک نسبی از زندگی و طبیعت است که برای کودکان ممکن است قابل درک نباشد.
شماره ۶۹ - حاجی احمد گله میکرد که در خانه مرا
حاجی احمد گله میکرد که در خانه مرا
نیست برگ و شده ام راضی ازین غصه به مرگ ۱
گفتم ای کله کدو فهم نشد اینقدرت
که زمستان نبود هیچ کدو خانه به برگ ۲
نیست برگ و شده ام راضی ازین غصه به مرگ ۱
گفتم ای کله کدو فهم نشد اینقدرت
که زمستان نبود هیچ کدو خانه به برگ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸ - ای حافظ عندلیب آهنگ
گوهر بعدی:شماره ۷۰ - ای زه نم کلک شکر بار تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.