خلاصه و ردهبندی سنی
15+
فرهاد آقا به میر ولی پیشنهاد میدهد که رشیدیه را آباد کنند و برای این کار از تبریزیان آجر و سنگ خریداری کنند. در این میان، مسکینی که کوهکن بود، از موران کوه و دشت شکایت دارد. سپس لشکر پادشاه توقتمش میآید و هاتف اعلام میکند که لعل شیرین به کام خسرو رسیده و فرهاد بیهوده کوه را میکند.
این متن از نظر زبانی و محتوایی پیچیدگیهایی دارد که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، مضامین تاریخی و عاشقانه آن برای نوجوانان و بزرگسالان جذابتر و قابلدرکتر است.
شماره ۳۷ - گفت فرهاد آقا به میر ولی
گفت فرهاد آقا به میر ولی
که رشیدیه را کنیم آباد ۱
زر به تبریزیان بآجر و سنگ
بدهیم از برای این بنیاد ۲
بود مسکین به شغل کوه کنی
که از موران کوه و دشت زیاد ۳
لشگر پادشاه توقتمش
آمد و هاتف این ندا در داد ۴
لعل شیرین بکام خسرو شد
کوه بیهوده میکند فرهاد ۵
که رشیدیه را کنیم آباد ۱
زر به تبریزیان بآجر و سنگ
بدهیم از برای این بنیاد ۲
بود مسکین به شغل کوه کنی
که از موران کوه و دشت زیاد ۳
لشگر پادشاه توقتمش
آمد و هاتف این ندا در داد ۴
لعل شیرین بکام خسرو شد
کوه بیهوده میکند فرهاد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶ - درسخنم کزو زنم لاف
گوهر بعدی:شماره ۳۸ - مرا هست اکثر غزل هفت بیت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.