خلاصه و ردهبندی سنی
همه سنین
شخصی از صاحب مطبخ حساب میخواهد، اما صاحب مطبخ به او میگوید که برخی اقلام را دیگران بردهاند. سپس شخص میپرسد دل را کجا بردهای و صاحب مطبخ پاسخ میدهد که دختر همسایه آن را برده است.
این متن یک شعر کلاسیک با مضامین طنزآمیز و عاشقانه است که هیچ محتوای نامناسب برای گروههای سنی مختلف ندارد و میتواند برای همه قابل درک و لذتبخش باشد.
شماره ۳۵ - خواستم از صاحب مطبخ حساب
خواستم از صاحب مطبخ حساب
بره کان کشت و سه پایه را برد ۱
گفت بر رسم فداکان سود تست
حشو آن همسایه بی مایه برد ۲
پیه و کرده حاجی سقا گرفت
شیردانرا گنده پیر دایه برد ۳
گفتمش دلرا کجا بردی که نیست
گفت دلرا دختر همسایه برد ۴
بره کان کشت و سه پایه را برد ۱
گفت بر رسم فداکان سود تست
حشو آن همسایه بی مایه برد ۲
پیه و کرده حاجی سقا گرفت
شیردانرا گنده پیر دایه برد ۳
گفتمش دلرا کجا بردی که نیست
گفت دلرا دختر همسایه برد ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴ - چو همدمی و مصاحب بجای چنگ ای نی
گوهر بعدی:شماره ۳۶ - درسخنم کزو زنم لاف
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.