خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که به ناپایداری دنیا و بی‌وفایی روزگار اشاره دارد. شاعر از بی‌ثباتی مقام و منزلت انسان‌ها سخن می‌گوید و اینکه طمع و حرص، انسان را از درک حقیقت بازمی‌دارد. همچنین، به ریاکاری و عدم искренتی برخی زاهدان اشاره می‌کند و تأکید دارد که گرمای حقیقت درونی بدون تلاش و مجاهدت به‌دست نمی‌آید.

مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در متن نیاز به درک و تجربهٔ بالاتری دارد و ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل هضم نباشد. همچنین، اشارات به ریاکاری و ناپایداری دنیا نیازمند سطحی از بلوغ فکری است.

مشاهده کامل

شماره ۱۶ - صاحبا شوکت دی ماه بان پایه رسید

صاحبا شوکت دی ماه بان پایه رسید
که زحل کرسی نه پایه به هیزم بفروخت ۱

بر قد هیچکس ایام قبایی نبرید
که طمع چشمه خورشید بان چشم ندوخت ۲

میکند باد برفتن حرکتهای خنک
مگر این شیوه ز زهاد ریایی آموخت ۳

با همه ذوق درون گرم نشد وقت کمال
تا که در خلوت او دمبدم آتش نفروخت ۴

بر سر نقده وامی بدعاگو بفرست
پاره هیزم و انگار که آن نیز بسوخت ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵ - سلیهائی کز سهند آمد من و یاران ز کوشک
گوهر بعدی:شماره ۱۷ - گفت صاحبدلی به من که چراست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.