خلاصه و ردهبندی سنی
12+
در این متن، شخصی از گلکار میپرسد که چرا صورتش سیاه است اگر غلام نیست. گلکار پاسخ میدهد که سیاهی صورتش به دلیل دود مورچههایی است که میسازند و این سیاهی ظاهری است، نه ذاتی. او توضیح میدهد که سیاهی صورتش ناشی از کار و تلاش است.
متن دارای مفاهیم تمثیلی و اخلاقی است که برای درک بهتر، به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۱۴ - سوال کرد یکی از علای دین گلکار
سوال کرد یکی از علای دین گلکار
که تو غلام نئی روی تو سیاه چراست ۱
جواب داد که هر موریی که میسازیم
چو آتشی بکنی دود آن بجانب ماست ۲
سیاه رویی من عارضی است اصلی نیست
سیاه رویی بنده ز دود موریهاست ۳
که تو غلام نئی روی تو سیاه چراست ۱
جواب داد که هر موریی که میسازیم
چو آتشی بکنی دود آن بجانب ماست ۲
سیاه رویی من عارضی است اصلی نیست
سیاه رویی بنده ز دود موریهاست ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - ز ما ای صبا با محمد رسان
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - سلیهائی کز سهند آمد من و یاران ز کوشک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.