خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر میخواهد نام معشوق را در غزل خود ببرد، اما رقیب تهدید میکند که اگر چنین کند، او را خواهد زد. شاعر از رقیب میخواهد که چنین رفتاری نکند.
متن حاوی اشاره به خشونت (تهدید به زدن) است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد. همچنین، درک مفهوم رقابت عاشقانه و ظرافتهای شعری نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴ - ز بنده خسرو فخار اجازتی می خواست
ز بنده خسرو فخار اجازتی می خواست
که در غزل ببرم نام آن دلارا را ۱
رقیب گفت زنم مشت و بشکنم زنخش
مزن بجان تو گفتم چنین زنخها را ۲
که در غزل ببرم نام آن دلارا را ۱
رقیب گفت زنم مشت و بشکنم زنخش
مزن بجان تو گفتم چنین زنخها را ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳ - چو آید بر دلم اندوه بی وقت
گوهر بعدی:شماره ۵ - چو بیتی به بیت خود نمدی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.