خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر عشق و اشتیاق شاعر به معشوق است. او از دوری معشوق رنج میبرد و آرزو میکند که بتواند پایش را ببوسد. شاعر همچنین از زاهد و محتسب انتقاد میکند و عشق را برتر از ریاکاری میداند.
مفاهیم عرفانی و انتقادی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژهها و عبارات نیاز به دانش ادبی بیشتری دارند.
شماره ۵۰۲ - ما را بپای بوسی تو گر دسترس بود
ما را بپای بوسی تو گر دسترس بود
در دولت غم تو همین پایه پس بود ۱
در سر هوای تست مرا بهترین هوس
باقی هر آنچه هست هوا و هوس بود ۲
بوسی بر آستان تو داریم التماس
ما را بر آن در از تو همین ملتمس بود ۳
بی زحمت رقیب دمی با شکر لبی
گر دست میدهد شکری بی مگس بود ۴
زاهد اگر قدم ز کرامت نهد بر آب
نزدیک ما به مرتبه کمتر ز خس بود ۵
گو محتسب ز شحنه مترسان مرا که من
از پادشاه فارغم او خود چه کسی بود ۶
نی زیر لب بمیکده میخواندت کمال
بشنو که مقبلی ز قول نفس بود ۷
در دولت غم تو همین پایه پس بود ۱
در سر هوای تست مرا بهترین هوس
باقی هر آنچه هست هوا و هوس بود ۲
بوسی بر آستان تو داریم التماس
ما را بر آن در از تو همین ملتمس بود ۳
بی زحمت رقیب دمی با شکر لبی
گر دست میدهد شکری بی مگس بود ۴
زاهد اگر قدم ز کرامت نهد بر آب
نزدیک ما به مرتبه کمتر ز خس بود ۵
گو محتسب ز شحنه مترسان مرا که من
از پادشاه فارغم او خود چه کسی بود ۶
نی زیر لب بمیکده میخواندت کمال
بشنو که مقبلی ز قول نفس بود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۱ - مائیم دل و دین به تو در باخته ای چند
گوهر بعدی:شماره ۵۰۳ - ما را دگر بر آن در خواب شبان نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.