خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و اشتیاق شدید سخن میگوید، با تصاویری مانند عاشق دیوانه، زلف یار، و طبیعت (مانند بلبل و گلزار). شاعر از درد فراق و اشتیاق به یار مینالد و از بیتوجهی معشوق شکایت دارد.
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و استعارههای ادبی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۴۹۸ - البش جان عاشق هوس میکند
البش جان عاشق هوس میکند
شکر آرزوی مگس می کند ۱
دعا گوی و سپری ز دشنام تو
از حلوای قندی که بس میکند ۲
رود دل در آن زلف ترسان ز چشم
چو شبرو که خوف از عس می کند ۳
نه کس را بر آن در گذارد رقیب
نه او التفاتی بکس میکند ۴
به تیر تو دارد نظر آنکة صید
دوان است و رو باز پس میکند ۵
از سوزم وخت راست هنگامه گرم
چو آتش که گرمی بخس میکند ۶
بگلزار بی یار نالد کمال
چو بلبل که بانگ از قفس می کند ۷
شکر آرزوی مگس می کند ۱
دعا گوی و سپری ز دشنام تو
از حلوای قندی که بس میکند ۲
رود دل در آن زلف ترسان ز چشم
چو شبرو که خوف از عس می کند ۳
نه کس را بر آن در گذارد رقیب
نه او التفاتی بکس میکند ۴
به تیر تو دارد نظر آنکة صید
دوان است و رو باز پس میکند ۵
از سوزم وخت راست هنگامه گرم
چو آتش که گرمی بخس میکند ۶
بگلزار بی یار نالد کمال
چو بلبل که بانگ از قفس می کند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۷ - لب ار اینست و گفتار این شکر باری چه می گوید
گوهر بعدی:شماره ۴۹۹ - ما بساط نیکنامی باز طی خواهیم کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.