خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او توصیف میکند که دیدن معشوق با چشم معمولی ممکن نیست و تنها با نگاه خاصی میتوان به تماشای زیباییهایش نشست. شاعر از درد عشق و نیاز به وصال معشوق میگوید و تأکید میکند که بدون حضور معشوق، درمانی برای دل و دیده وجود ندارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک کامل زیباییهای ادبی و معنایی شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۴۲۸ - رویت به چنین دیده تماشا نتوان کرد
رویت به چنین دیده تماشا نتوان کرد
وصل تو بدینه سینه تمنا نتوان کرد ۱
تا دیده نخست از نظرت وام نگیرد
نظارة آن صورت زیبا نتوان کرد ۲
تا همت عالی نشود رهبر خاطر
اندیشه آن قامت و بالا نتوان کرد ۳
گر نیغ کشد دشمن و گره طعنه زند دوست
قطع از تو و سودای تو قطعا نتوان کرد ۴
در دولت خوبی به گدایان در خویش
لطفی بکن امروز که فردا نتوان کرد ۵
تو دارو و درمان دل و دیده ریشی
بیرون ز دل و دیده ترا جا نتوان کرد ۶
دردی ز تو در جان کمالست که آنرا
الا به وصال تو مداوا نتوان کرد ۷
وصل تو بدینه سینه تمنا نتوان کرد ۱
تا دیده نخست از نظرت وام نگیرد
نظارة آن صورت زیبا نتوان کرد ۲
تا همت عالی نشود رهبر خاطر
اندیشه آن قامت و بالا نتوان کرد ۳
گر نیغ کشد دشمن و گره طعنه زند دوست
قطع از تو و سودای تو قطعا نتوان کرد ۴
در دولت خوبی به گدایان در خویش
لطفی بکن امروز که فردا نتوان کرد ۵
تو دارو و درمان دل و دیده ریشی
بیرون ز دل و دیده ترا جا نتوان کرد ۶
دردی ز تو در جان کمالست که آنرا
الا به وصال تو مداوا نتوان کرد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۷ - رخی چنین که تو داری کدام مو دارد
گوهر بعدی:شماره ۴۲۹ - روی تو به جز آینه دیدن که تواند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.