خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد و رنج زندگی، عشق نافرجام، و ناامیدی سخن میگوید. شاعر از بیاعتمادی دیگران به دردهایش، عشق سوزان و بیپاسخ، و توبهشکنی در برابر زیبایی معشوق مینویسد. همچنین، به اشکهای بیپایان و حیرت از تحمل رنج اشاره دارد.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق، ناامیدی، و مفاهیم فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و ادبی آن ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۳۸۴ - چو بار زیستن اهل درد نپسندید
چو بار زیستن اهل درد نپسندید
چرا بقتله من خسته نیغ دیر کشید ۱
حکایت دل بیمار باورش نفتاد
که تا معاینه آنرا به چشم خویش ندید ۲
حدیث سوختگان زود زود آتش را
فرو نیامد تا از کباب خون نچکید ۳
ز رقص گوشه نشین توبه کرده بود و سماع
رخ تو دید و از آن عهد نیز بر گردید ۴
به خاک راه رسید آن کمند زلف دراز
چو من فرو ترم از خاک ره بمن نرسید ۵
میان هر مژه چشمم به حیرت است که اشک
پای آبله در خارها چگونه دوید ۶
کمال در سخن اکثر معانی تو نوشت
نکر شناخته لذة لکل جدید ۷
چرا بقتله من خسته نیغ دیر کشید ۱
حکایت دل بیمار باورش نفتاد
که تا معاینه آنرا به چشم خویش ندید ۲
حدیث سوختگان زود زود آتش را
فرو نیامد تا از کباب خون نچکید ۳
ز رقص گوشه نشین توبه کرده بود و سماع
رخ تو دید و از آن عهد نیز بر گردید ۴
به خاک راه رسید آن کمند زلف دراز
چو من فرو ترم از خاک ره بمن نرسید ۵
میان هر مژه چشمم به حیرت است که اشک
پای آبله در خارها چگونه دوید ۶
کمال در سخن اکثر معانی تو نوشت
نکر شناخته لذة لکل جدید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۳ - چو آن شاخ گل از بستان بر آمد
گوهر بعدی:شماره ۳۸۵ - چه کم شود ز تو ای مه که برمنت گذر افتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.