خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از تشبیههای زیبا و تصاویر شاعرانه برای توصیف معشوق و احساسات شاعر استفاده میکند. در آن از عناصری مانند چشم، ابرو، زلف، محراب، مهتاب و شربت عناب برای بیان عشق و جذبههای روحانی بهره گرفته شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تشبیهها و اصطلاحات بهکاررفته نیاز به دانش ادبی و بلوغ فکری دارند.
شماره ۳۸۰ - چشم مستت گو شمال نرگس پر خواب داد
چشم مستت گو شمال نرگس پر خواب داد
طاق ابرویت شکست گوشه محراب داد ۱
گر جفا اینست کز زلف تو بر من میرود
عاقبت پیش تو خواهم دامن او تاب داد ۲
گفته دادی بخواه از غمزه خونریز ما
گوسفند کشتنی چون خواهد از قاب داد ۳
روشن است امشب شب ما گوئی آن مه پاره باز
پاره ای از نور روی خویش با مهتاب داد ۴
پیش چشم او بمیرم کو به بیماران خویش
از تبسم شکر از لب شربت عناب داد ۵
با خیال آنکه دوزد دیده در رویش کمال
یک به یک دوشینه سوزنهای مژگان آب داد ۶
طاق ابرویت شکست گوشه محراب داد ۱
گر جفا اینست کز زلف تو بر من میرود
عاقبت پیش تو خواهم دامن او تاب داد ۲
گفته دادی بخواه از غمزه خونریز ما
گوسفند کشتنی چون خواهد از قاب داد ۳
روشن است امشب شب ما گوئی آن مه پاره باز
پاره ای از نور روی خویش با مهتاب داد ۴
پیش چشم او بمیرم کو به بیماران خویش
از تبسم شکر از لب شربت عناب داد ۵
با خیال آنکه دوزد دیده در رویش کمال
یک به یک دوشینه سوزنهای مژگان آب داد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۹ - چشم شوخت دل عاشق به هوس میگیرد
گوهر بعدی:شماره ۳۸۱ - چشمش را عقل و مبه و جان زد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.