خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق، رنجهای عاشقی، وصف معشوق و مفاهیمی مانند نور و تاریکی سخن میگوید. او از زلف پیچیده معشوق، رازهای آشکار شده، و صبر در برابر ستمهای عشق یاد میکند و در نهایت به این نکته اشاره دارد که بدون دیدن معشوق، کمالی حاصل نمیشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۶۳ - تا رخت روشنی دیده نشد
تا رخت روشنی دیده نشد
دیده را روشنی دیده نشد ۱
در نه پیچند بدر غم شب و روز
تا برخ زلف تو پیچیده نشد ۲
در لبت زلف نه پیچده چه عجب
چه شکر بود که پیچیده نشد ۳
رازم از چاک گریبان شده فاش
که چنان بود که پوشیده نشد ۴
گر چه شد دل ز غمت یکسر مو
یکسر موز تو رنجیده نشد ۵
تا کی است این ستم ای سنگین دل
عاشق از سنگ تراشیده نشد ۶
همه در خاک رهت پوسیدیم
بود با داغ نو دزدیده نشد ۷
مگر آن دیده که تو دیده شوی
هم کف پای تو بوسیده نشد ۸
کی خورد بر ز تو نادیده کمال
نخل تا دیده نشد چیده نشد ۹
دیده را روشنی دیده نشد ۱
در نه پیچند بدر غم شب و روز
تا برخ زلف تو پیچیده نشد ۲
در لبت زلف نه پیچده چه عجب
چه شکر بود که پیچیده نشد ۳
رازم از چاک گریبان شده فاش
که چنان بود که پوشیده نشد ۴
گر چه شد دل ز غمت یکسر مو
یکسر موز تو رنجیده نشد ۵
تا کی است این ستم ای سنگین دل
عاشق از سنگ تراشیده نشد ۶
همه در خاک رهت پوسیدیم
بود با داغ نو دزدیده نشد ۷
مگر آن دیده که تو دیده شوی
هم کف پای تو بوسیده نشد ۸
کی خورد بر ز تو نادیده کمال
نخل تا دیده نشد چیده نشد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۲ - تا دلم نظاره ان قامت زیبا نکرد
گوهر بعدی:شماره ۳۶۴ - ترا رحمی به آن چشمان اگر باشد عجب باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.