خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساس عمیق غم و تنهایی شاعر در نبود معشوق است. او زندگی بدون یار را بیمعنا میداند و آرامش را تنها در حضور معشوق مییابد. شاعر از بیقراری و اشتیاق خود میگوید و تأکید میکند که بدون معشوق، هیچ چیز ارزشی ندارد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۵۰ - بی تو مرا زندگی بکار نیاید
بی تو مرا زندگی بکار نیاید
نعمت بی دوست خوشگوار نیابد ۱
تاتو نیانی چو آرزو به کنارم
هیچ مرادیم در کنار نیابد ۲
تا ندهی زلف بیقرار به دستم
خاطر من بر سر فرار نیابد ۳
گرسگ خود خوانیم اهانت تست آن
ورنه مرا زین حدیث عار نیابد ۴
چشم عیادت ازو کراست که گر نیز
خاک شوم بر سر مزار نیابد ۵
کس نتواند گرفت آن رسن زلف
تا بسر خود به پای دار نیابد ۶
نقد دو عالم بنه کمال که آنجا
جان گرانمایه در شمار نیابد ۷
نعمت بی دوست خوشگوار نیابد ۱
تاتو نیانی چو آرزو به کنارم
هیچ مرادیم در کنار نیابد ۲
تا ندهی زلف بیقرار به دستم
خاطر من بر سر فرار نیابد ۳
گرسگ خود خوانیم اهانت تست آن
ورنه مرا زین حدیث عار نیابد ۴
چشم عیادت ازو کراست که گر نیز
خاک شوم بر سر مزار نیابد ۵
کس نتواند گرفت آن رسن زلف
تا بسر خود به پای دار نیابد ۶
نقد دو عالم بنه کمال که آنجا
جان گرانمایه در شمار نیابد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۹ - بهار آمد خبر از می فرستید
گوهر بعدی:شماره ۳۵۱ - بیزارم از آن دل که در درد نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.