خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن از گوشهنشینی و سکون دوری میجوید و به عاشقی، بادهنوشی و تجربهی زندگی دعوت میکند. او عقل متعارف را به چالش میکشد و عشق را برتر میداند. همچنین، بر اهمیت تجربهی لحظات خوش و دعا در صبحگاه تأکید دارد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به بادهنوشی و عاشقی نیازمند درک عمیقتری از ادبیات و فرهنگ است.
شماره ۳۴۶ - بگو بگوشه نشینان که رو براه کنید
بگو بگوشه نشینان که رو براه کنید
زمال دست بدارید و نرک چاه کنید ۱
به یک مقام مباشید سالها ساکن
نظر به منزلت مهر و قدر ماه کنید ۲
به کوی باده فروشان روید عاشق وار
بنای توبه بی اصل را تباه کنید ۳
به گردن من اگر عاشقی گناه بود
کدام طاعت ازین به همین گناه کنید ۴
باب علم بشوئید روی دفتر عقل
بنور عشق رخ عقل را سیاه کنید ۵
چو وقت خوش شود ای دوستان برای کمال
اگر کنید دعائی به صبحگاه کنید ۶
زمال دست بدارید و نرک چاه کنید ۱
به یک مقام مباشید سالها ساکن
نظر به منزلت مهر و قدر ماه کنید ۲
به کوی باده فروشان روید عاشق وار
بنای توبه بی اصل را تباه کنید ۳
به گردن من اگر عاشقی گناه بود
کدام طاعت ازین به همین گناه کنید ۴
باب علم بشوئید روی دفتر عقل
بنور عشق رخ عقل را سیاه کنید ۵
چو وقت خوش شود ای دوستان برای کمال
اگر کنید دعائی به صبحگاه کنید ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۵ - بکوش تا به کف آری کلید گنج وجود
گوهر بعدی:شماره ۳۴۷ - به مجلسی که از روی نو پرده بر گیرند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.