خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید. او از زلف معشوق، بوی خوش او، لب شیرینش و نگاه نافذش یاد میکند و بیان میکند که چگونه عشق معشوق او را ضعیف و درمانده کرده است.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۳۸ - به حلقه که ز زلفت با خبر ببرد
به حلقه که ز زلفت با خبر ببرد
خبر ز جان و دل و عقلها ز سر بیرد ۱
برم ز زلف تو بونی چو رخ نمانی باز
مشام بوی خوش از نافه در سحر ببرد ۲
اگر ز نبر فرسنی تحبی وی دل
ببند نامه به پیکان که نیز تر ببرد ۳
به فکر آن لب شیرین چنان ضعیف شدم
که گیردم مگس و پیش او بپر بپرد ۴
چه منت است که من دل به خدمتت ببرم
که چشم تو صد زآن به یک نظر ببرد ۵
بدرد و حسرت آن غمزه نرگس بیمار
بر آن است که با خاک چشم تر ببرد ۶
کمال بر در جانان بر ببر جانرا
که هر که رفت بر آن در چنین بسر ببرد ۷
خبر ز جان و دل و عقلها ز سر بیرد ۱
برم ز زلف تو بونی چو رخ نمانی باز
مشام بوی خوش از نافه در سحر ببرد ۲
اگر ز نبر فرسنی تحبی وی دل
ببند نامه به پیکان که نیز تر ببرد ۳
به فکر آن لب شیرین چنان ضعیف شدم
که گیردم مگس و پیش او بپر بپرد ۴
چه منت است که من دل به خدمتت ببرم
که چشم تو صد زآن به یک نظر ببرد ۵
بدرد و حسرت آن غمزه نرگس بیمار
بر آن است که با خاک چشم تر ببرد ۶
کمال بر در جانان بر ببر جانرا
که هر که رفت بر آن در چنین بسر ببرد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۷ - بر افشان زلف تا دل را شب محنت به روز آید
گوهر بعدی:شماره ۳۳۹ - به خال لب خط سبزت قرابتی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.