خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غزلی است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید. او با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، مانند زلف معشوق، چشمهای فریبنده و حرکات دلربا، احساسات خود را بیان میکند.
این شعر حاوی مفاهیم عاشقانه و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است نیاز به تفسیر و توضیح داشته باشند که برای مخاطبان با سن بالاتر مناسبتر است.
شماره ۳۳۲ - با عارض تو زلف دم از نقشه چین زند
با عارض تو زلف دم از نقشه چین زند
بر آب حد کیست که نقشی چنین زند ۱
باید چو ساعد توز سیمش به آستین
هر کس که دست در تو چو آن آستین زند ۲
رضوان ز شوق آنکه چو طوبی کنی خرام
جاروب راهت از مژه حور عین زند ۳
جان و دلم فدات بگو غمزه را که باز
تیغی بر آن گمارد و نیری براین زند ۴
زلف که داد مالش صد پهلوان به بند
باد صباش گیرد و خوش بر زمین زند ۵
دزدیست طره تو که سرها برد بروز
ترکیست چشم تو که ره عقل و دین زند ۶
جان آفرین زند چو دو چشم تو بر کمال
تبر از گشاد غمزه سحر آفرین زند ۷
بر آب حد کیست که نقشی چنین زند ۱
باید چو ساعد توز سیمش به آستین
هر کس که دست در تو چو آن آستین زند ۲
رضوان ز شوق آنکه چو طوبی کنی خرام
جاروب راهت از مژه حور عین زند ۳
جان و دلم فدات بگو غمزه را که باز
تیغی بر آن گمارد و نیری براین زند ۴
زلف که داد مالش صد پهلوان به بند
باد صباش گیرد و خوش بر زمین زند ۵
دزدیست طره تو که سرها برد بروز
ترکیست چشم تو که ره عقل و دین زند ۶
جان آفرین زند چو دو چشم تو بر کمال
تبر از گشاد غمزه سحر آفرین زند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۱ - با سرود و آه و ناله میرود اشکم چو رود
گوهر بعدی:شماره ۳۳۳ - با غم عشق تو دل کیست که محرم باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.