خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق عمیق و بیپایان خود به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که دل و دیدهاش جز به جمال معشوق نمینگرد و هیچ چیز دیگری نمیتواند جای او را بگیرد. شاعر از درد فراق و اشتیاق دیدار مینالد و تأکید میکند که نقش معشوق از دل و ذهنش پاک نمیشود.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۱۰ - از سر هوای وصل تو بیرون نمی رود
از سر هوای وصل تو بیرون نمی رود
سودای لیلی از دل مجنون نمی رود ۱
چشمم نظر به غیر جمالت نمی کند
باد نو از طبیعت موزون نمی رود ۲
تا دورم از کنار تو یک لحظه نگذرد
کاندر میان دیده و دل خون نمی رود ۳
آن صورتی که با تو مرا دست داده بود
تا بسته است نقش در دل و بیرون نمی رود ۴
آری مگر علاج به قانون نمی رود
تا بسته است نقش در دل و بیرون نمی رود ۵
گفتی نمی رود به دلت آرزوی من
ای آرزوی دیده و دل چون نمی رود ۶
دل خوش کن ای کمال و شکایت مکن ز دوست
گر بر مراد رأی نو گردون نمی رود ۷
سودای لیلی از دل مجنون نمی رود ۱
چشمم نظر به غیر جمالت نمی کند
باد نو از طبیعت موزون نمی رود ۲
تا دورم از کنار تو یک لحظه نگذرد
کاندر میان دیده و دل خون نمی رود ۳
آن صورتی که با تو مرا دست داده بود
تا بسته است نقش در دل و بیرون نمی رود ۴
آری مگر علاج به قانون نمی رود
تا بسته است نقش در دل و بیرون نمی رود ۵
گفتی نمی رود به دلت آرزوی من
ای آرزوی دیده و دل چون نمی رود ۶
دل خوش کن ای کمال و شکایت مکن ز دوست
گر بر مراد رأی نو گردون نمی رود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۹ - از تو چشمم چو غطت کی طرف مه باشد
گوهر بعدی:شماره ۳۱۱ - از کوی دوست دوش نسیمی به من رسید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.