خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی بیانگر اهمیت عشق و محبت در زندگی است. شاعر تاکید میکند که بدون رنج و محنت، راحتی معنایی ندارد و نعمتهای دنیوی در برابر عشق دوست ناچیز هستند. همچنین، او از بیاعتباری دنیا و ارزشهای مادی سخن میگوید و فقر و درویشی را بالاتر از ثروت و قدرت میداند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات مانند «بگو خونم بریز از کس میندیش» ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۲۵۴ - مرا بی محنت او راحتی نیست
مرا بی محنت او راحتی نیست
که تا عیشی نباشد عشرتی نیست ۱
بسی دیدم نعیم و ناز عالم
ز ناز دوست خوشتر نعمتی نیست ۲
بگوخونم بریز از کس میندیش
که خون بی کسان را حرمتی نیست ۳
گناهش مینویسی ای فرشته
ترا خود هیچ انسانیتی نیست ۴
به چشمش گر کم از خس می نمایم
خسی را این هم اندک عزتی نیست ۵
من ومهرش که در خیل گدایان
چو من درویش صاحب همتی نیست ۶
کمال اینجا چه درویشی فروشی
که شاهان را برین در قیمتی نیست ۷
که تا عیشی نباشد عشرتی نیست ۱
بسی دیدم نعیم و ناز عالم
ز ناز دوست خوشتر نعمتی نیست ۲
بگوخونم بریز از کس میندیش
که خون بی کسان را حرمتی نیست ۳
گناهش مینویسی ای فرشته
ترا خود هیچ انسانیتی نیست ۴
به چشمش گر کم از خس می نمایم
خسی را این هم اندک عزتی نیست ۵
من ومهرش که در خیل گدایان
چو من درویش صاحب همتی نیست ۶
کمال اینجا چه درویشی فروشی
که شاهان را برین در قیمتی نیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۳ - مرا که ساغر چشم از غم تو پر خون است
گوهر بعدی:شماره ۲۵۵ - مرا گفتی برین در این فغان چیست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.