خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، پیمان‌شکنی، و دردهای عشق سخن می‌گوید. او از زلف معشوق، پیمان‌شکنی‌های او، و ناامیدی‌های عاشقانه می‌نویسد و به مفاهیمی مانند مستی، عهد و پیمان، و رنج‌های عشق اشاره می‌کند. همچنین، در ابیاتی به مفاهیم عرفانی مانند سماع و خرقه‌پوشی پرداخته شده است.

متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۴۰ - ما به کفر زلف او داریم ایمانی درست

ما به کفر زلف او داریم ایمانی درست
بابت پیمان شکن عهدی و پیمانی درست ۱

گر چه چشم می گویدم جویم دلت لیکن که یافت
قول مستی راست عهد نامسلمانی درست ۲

عهدها بندد که سازم عاقبت دل با تو راست
راست گویم این سخن هم نیست چندانی درست ۳

بر زبانها نا گذشت آن لب رقیب جنگجوی
در دهان عاشقان نگذشت دندانی درست ۴

بار ما گر آستین افشان در آید در سماع
کس نه بیند خرقه پوشی با گریبانی درست ۵

گوی دلها بسکه از هر سو ربودند و شکست
نیست بر دوشبتان از زلف چرگانی درست ۶

پاره سازند اهل معنی جامه ها بر تن کمال
گر بخواند هفت بیت تو غزالخوانی درست ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۳۹ - لعل جان بخشت ز جان ناز کتراست
گوهر بعدی:شماره ۲۴۱ - ما درین دیر تادیم هم از روز الست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.