خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به موضوعاتی مانند عشق، تقدیر، رنج عشق، و پاکی روح میپردازد. شاعر بیان میکند که درمان غم عشق فقط در وصال معشوق است، اما این وصال نیز به تقدیر بستگی دارد. همچنین، از دیوانگی عشق و بینیازی از زنجیرهای دنیوی سخن میگوید و به پاکی و روشندلی توصیه میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تقدیر و رنج عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۲۰۹ - غم عشق را هیچ تدبیر نیست
غم عشق را هیچ تدبیر نیست
بجز وصل و آنچز به تقدیر نیست ۱
به قتل محبان فا مانع است
و گر نه ز محبوب تقصیر نیست ۲
گرفتم که بر دل زدی ناوکم
دریغیت هیچ آخر از تیر نیست ۳
رها کن سر زلف در دست دل
که دیوانه را به ز زنجیر نیست ۴
مکن صوفیا ذکر خلوت به من
که بیشم سر زهد و تزویر نیست ۵
به پاکی و روشندلی ای جوان
می سالخورده کم از پیراه نیست ۶
به مقصد قدم زودتر به کمال
که جز آنت از دست تأخیر نیست ۷
بجز وصل و آنچز به تقدیر نیست ۱
به قتل محبان فا مانع است
و گر نه ز محبوب تقصیر نیست ۲
گرفتم که بر دل زدی ناوکم
دریغیت هیچ آخر از تیر نیست ۳
رها کن سر زلف در دست دل
که دیوانه را به ز زنجیر نیست ۴
مکن صوفیا ذکر خلوت به من
که بیشم سر زهد و تزویر نیست ۵
به پاکی و روشندلی ای جوان
می سالخورده کم از پیراه نیست ۶
به مقصد قدم زودتر به کمال
که جز آنت از دست تأخیر نیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۸ - غمت ریخت خونم شهادت همین است
گوهر بعدی:شماره ۲۱۰ - کاف کفر ما ز طاها بر ترست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.