خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و از آتش عشق و تأثیر آن بر دل شاعر مینویسد. معشوق با صفاتی مانند بهشتی، زیبا و رحمتآمیز توصیف شده و عشق به او با آتش و دوزخ مقایسه شده است.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند آتش و دوزخ ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۱۷۱ - از کویت بفردوس اعلى دری است
از کویت بفردوس اعلى دری است
نثار در تست هرجا سری است ۱
تو رضوان نوشین لبی و شراب
ز دست تو هر قطره ای کوثری است ۲
تو از رحمتی آبت و بند زلف
ز طاوس بر روی آیت پری است ۳
مرو همچو بیانی از پیش چشم
درین گوشه بنشین که خوش منظری است ۴
ز دودم بپرهیز کز سوز عشق
بهر عضو من آتش دیگری است ۵
کجا ملک حسن تو باید شکست
که هر سر ز دل ها نرا لشکری است ۶
عجب آتش است آتش دل کمال
که دوزخ ازین شعله خاکستری است ۷
نثار در تست هرجا سری است ۱
تو رضوان نوشین لبی و شراب
ز دست تو هر قطره ای کوثری است ۲
تو از رحمتی آبت و بند زلف
ز طاوس بر روی آیت پری است ۳
مرو همچو بیانی از پیش چشم
درین گوشه بنشین که خوش منظری است ۴
ز دودم بپرهیز کز سوز عشق
بهر عضو من آتش دیگری است ۵
کجا ملک حسن تو باید شکست
که هر سر ز دل ها نرا لشکری است ۶
عجب آتش است آتش دل کمال
که دوزخ ازین شعله خاکستری است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۰ - ز عشقت بی کس و مسکینم ای دوست
گوهر بعدی:شماره ۱۷۲ - زلف تو از غالیه مشکین ترست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.