خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی بیانگر درد و اندوهی است که شاعر از دوست خود دارد. او از مفلسی و ناتوانی خود در ارائه چیزی شایسته به دوست میگوید، اما با این حال، عشق و وفاداری خود را با گریه و اشک نشان میدهد. شاعر به رضایت خداوند از عشقش به دوست اشاره میکند و غزل خود را به قد دوست میسازد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۳۴ - درد تو به از دوست ای دوست
درد تو به از دوست ای دوست
اندوه تو جانفزاست ای دوست ۱
دریوزه گر در تو از تو
جز درد و بلا نخواست ای دوست ۲
با آنکه ز مفلسی ندارم
چیزی که ترا سزاست ای دوست ۳
پیش نو نهم دو چشم روشن
گریم نظر مناست ای دوست ۴
گفتی کشمت ولی روانیست
اگر دوست کشد رواست ای دوست ۵
دل هرچه به ومن قامتت گفت
آورد خدای راست ای دوست ۶
کردم به قد تو این غزل راست
بنویس کمال راست ای دوست ۷
اندوه تو جانفزاست ای دوست ۱
دریوزه گر در تو از تو
جز درد و بلا نخواست ای دوست ۲
با آنکه ز مفلسی ندارم
چیزی که ترا سزاست ای دوست ۳
پیش نو نهم دو چشم روشن
گریم نظر مناست ای دوست ۴
گفتی کشمت ولی روانیست
اگر دوست کشد رواست ای دوست ۵
دل هرچه به ومن قامتت گفت
آورد خدای راست ای دوست ۶
کردم به قد تو این غزل راست
بنویس کمال راست ای دوست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۳ - درد تو زمان زمان فزون است
گوهر بعدی:شماره ۱۳۵ - درد کز دل خاست درمانیش نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.