خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به دوست (معشوق یا خداوند) است. او از پر شدن دلش از محبت دوست سخن میگوید و سعادت را در وصل و صحبت با دوست میداند. شاعر با وجودی که خود را ناچیز میشمرد، آرزو میکند که خدمتگزار دوست باشد و از نعمتهای او سپاسگزار است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی قدیمی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۲۶ - خرابه دل من پر شد از محبت دوست
خرابه دل من پر شد از محبت دوست
مباد هیچ دلی خالی از مودت دوست ۱
کدام دولت و فرصت نیافت هر که بیافت
سعادت شرف وصل بار و صحبت دوست ۲
اگرچه در خور او خدمتی نمی آید
شویم معتکف آستان خدمت دوست ۳
رسد بغایت همت چنانکه دلخواه است
را از زبان و دست و دل من ز شکر نعمت دوست ۴
کمال خسته دل و نامراد و بیحاصل
چه باشد ار به مرادی رسد ز دولت دوست ۵
مباد هیچ دلی خالی از مودت دوست ۱
کدام دولت و فرصت نیافت هر که بیافت
سعادت شرف وصل بار و صحبت دوست ۲
اگرچه در خور او خدمتی نمی آید
شویم معتکف آستان خدمت دوست ۳
رسد بغایت همت چنانکه دلخواه است
را از زبان و دست و دل من ز شکر نعمت دوست ۴
کمال خسته دل و نامراد و بیحاصل
چه باشد ار به مرادی رسد ز دولت دوست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۵ - خاک درت به چشم من از صد چمن به است
گوهر بعدی:شماره ۱۲۷ - خضرجان آب حیات از لب دلجوی نو یافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.