خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به توصیف عشق و جذابیت معشوق میپردازد. شاعر از زلف هندوی معشوق، دلباختگی، و لطف و غمزههای او سخن میگوید و با عناصر طبیعت مانند باد، گل، و مرغ، احساسات خود را بیان میکند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم عمیقتر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
شماره ۱۲۱ - چشم مسلمان کش تو کافر مست است
چشم مسلمان کش تو کافر مست است
هندوی زلف تو آفتاب پرست است ۱
دل که ز دستم برفت و با تو در افتاد
زود بیفتد ز با چو رفته ز دست است ۲
زلف تو در چشم ما بی تدش صید
زانکه به دریا فکنده این همه شست است ۳
باد به گلزار زانک بوی نو آورد
شاخ گل تازه را همیشه شکست است ۴
پیش تو کردند باز وصف قد سرو
مرغ به بانگ بلند گفت که پست است ۵
لطف تو گفتا به مرحبا دهمت دست
لطف تو با ما همیشه از سر دست است ۶
غمزه اش این کمال حاضر دل باش
شیشه نگه دار از آن حریف که مست است ۷
هندوی زلف تو آفتاب پرست است ۱
دل که ز دستم برفت و با تو در افتاد
زود بیفتد ز با چو رفته ز دست است ۲
زلف تو در چشم ما بی تدش صید
زانکه به دریا فکنده این همه شست است ۳
باد به گلزار زانک بوی نو آورد
شاخ گل تازه را همیشه شکست است ۴
پیش تو کردند باز وصف قد سرو
مرغ به بانگ بلند گفت که پست است ۵
لطف تو گفتا به مرحبا دهمت دست
لطف تو با ما همیشه از سر دست است ۶
غمزه اش این کمال حاضر دل باش
شیشه نگه دار از آن حریف که مست است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۰ - چشم غم دیده ما را نگرانی به شماست
گوهر بعدی:شماره ۱۲۲ - چشم ز خیال تو پر از نور تجلیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.