خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غزلگونه است که از عشق، رشک، غم و زیبایی سخن میگوید. شاعر از نگاه فریبنده معشوق، درد عشق و تأثیرات آن بر خود و دیگران مینویسد. همچنین، از تأثیرات مخرب عشق و وعدههای بیپایه سخن به میان میآورد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رشک و غم نیاز به درک بالاتری از احساسات انسانی دارد.
شماره ۱۱۹ - چشم شوخ نو هر کرا کشتست
چشم شوخ نو هر کرا کشتست
اول از رشک آن مرا کشتست ۱
به شکر گفته اند دشمن کش
دوستان را لبت چرا کشتست ۲
غم تو لشکر سلیمان است
که چو مورم به زیر پا کشته است ۳
گفته ای خونبهای کشت منم
همه را عشق خونبها کشته است ۴
خسته غمزه را لب تو دواست
خستگان ترا دوا کشته است ۵
آفتاب از تو حسن میدزدد
صبح از آن رو چراغ ها کشته است ۶
وعده کشتی بده به کمال
جان من وعدهای کرا کشته است ۷
اول از رشک آن مرا کشتست ۱
به شکر گفته اند دشمن کش
دوستان را لبت چرا کشتست ۲
غم تو لشکر سلیمان است
که چو مورم به زیر پا کشته است ۳
گفته ای خونبهای کشت منم
همه را عشق خونبها کشته است ۴
خسته غمزه را لب تو دواست
خستگان ترا دوا کشته است ۵
آفتاب از تو حسن میدزدد
صبح از آن رو چراغ ها کشته است ۶
وعده کشتی بده به کمال
جان من وعدهای کرا کشته است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۸ - ترا دو رخ به دو خط فن دلبری آموخت
گوهر بعدی:شماره ۱۲۰ - چشم غم دیده ما را نگرانی به شماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.