خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق، فراق، و درد دل سخن میگوید. او از گذر زمان، نالههایش به آسمان، و یادبود معشوق صحبت میکند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم صوفیانه مانند شکرگزاری و رضا وجود دارد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از اشارات صوفیانه و تمثیلهای بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۱۲ - ما بی به روی تو آهم ز ثریا بگذشت
ما بی به روی تو آهم ز ثریا بگذشت
بسیاری دیده دریا شد و هر قطره ز دریا بگذشت ۱
گرچه در مجمع دل درد بود صدرنشین
ناله چون برتر ازو بود به بالا بگذشت ۲
گر صبا آمد و بوی تو ز ما داشت دریغ
شاکریم از تو به هر حال که بر ما بگذشت ۳
چمن جان مرا غنچه شادی بشکفت
تا خیال دهنت در دل شیدا بگذشت ۴
سرو می خواست به پابوس تو آید چون آب
لیکن از جو نتوانست به یک پا بگذشت ۵
بی که فرمودم از آن لب دل خود را پرهیز
صوفی ما نتوانست ز حلوا بگذشت ۶
ای که گفتی ببرم نه تو پیش طبیب
در این رنج که کارم ز مداوا بگذشت ۷
دی بر آن خاک در از جان رمقی داشت کمال
جعل الجنة مثواه همانجا بگذشت ۸
بسیاری دیده دریا شد و هر قطره ز دریا بگذشت ۱
گرچه در مجمع دل درد بود صدرنشین
ناله چون برتر ازو بود به بالا بگذشت ۲
گر صبا آمد و بوی تو ز ما داشت دریغ
شاکریم از تو به هر حال که بر ما بگذشت ۳
چمن جان مرا غنچه شادی بشکفت
تا خیال دهنت در دل شیدا بگذشت ۴
سرو می خواست به پابوس تو آید چون آب
لیکن از جو نتوانست به یک پا بگذشت ۵
بی که فرمودم از آن لب دل خود را پرهیز
صوفی ما نتوانست ز حلوا بگذشت ۶
ای که گفتی ببرم نه تو پیش طبیب
در این رنج که کارم ز مداوا بگذشت ۷
دی بر آن خاک در از جان رمقی داشت کمال
جعل الجنة مثواه همانجا بگذشت ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۱ - بی درد دلی لذت درمان نتوان یافت
گوهر بعدی:شماره ۱۱۳ - پای بوس چون منی حیف است گفتی بر زبانت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.