خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به بیان دردها و رنجهای عاشقانه میپردازد و از بیپناهی در برابر عشق و سودا سخن میگوید. او از زیبایی معشوق و ناتوانی در توصیف آن یاد میکند و تقدیر ازلی را در این عشق مقدر میداند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۴۰ - طبیب شهر چه نقدیع میدهد ما را
طبیب شهر چه نقدیع میدهد ما را
که کس نیافت به حکمت علاج سودا را ۱
ز خاک پات گرم شتر به تیغ بردارند
نهم مرو ننهم از سر این نما را ۲
سهى قدان بهشت ار به سرو ما برسند
چو سابه در قدم او کشند بالا را ۳
ملامتم چه کنی کز ازل نگاشته اند
بنام اهل نظر نقش روی زیبا را ۴
بسی به وصف دهانت کمال موی شکافت
نیافت بکسر مو نقش این معما را ۵
که کس نیافت به حکمت علاج سودا را ۱
ز خاک پات گرم شتر به تیغ بردارند
نهم مرو ننهم از سر این نما را ۲
سهى قدان بهشت ار به سرو ما برسند
چو سابه در قدم او کشند بالا را ۳
ملامتم چه کنی کز ازل نگاشته اند
بنام اهل نظر نقش روی زیبا را ۴
بسی به وصف دهانت کمال موی شکافت
نیافت بکسر مو نقش این معما را ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹ - طاقت درد تو زین بیش ندارم بارا
گوهر بعدی:شماره ۴۱ - طریق عشق میورزی رها کن دین و دنیا را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.