خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عرفانی و عاشقانه از کمال الدین اسماعیل، با مضامینی مانند عشق، رنج عاشقان، دوری از ریا و زهد دروغین، و اشاراتی به مفاهیم صوفیانه مانند صومعه و خانقاه سروده شده است. شاعر از عشق به معشوق و رنج‌های آن می‌گوید و بر پاکی دل و دوری از تظاهر تأکید دارد.

متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

شماره ۳۸ - شب سوى ما هوس آمدن است آن مه را

شب سوى ما هوس آمدن است آن مه را
دیدهها پاک بروبید به مژگان ره را ۱

تا تو بر گوشه نشینان گذری چشم و مژه
آب و جاروب زده صومعه و خانقه را ۲

بچه منصوبه ندانیم بریمت به وثاق
تو شهی می توان برد به بازی شه را ۳

جان ما بیش مسوزان چو بر آوردی خط
دود برخاست منه بر سر آتش که را ۴

بی صلای سحری مرغ سحر بیدار است
حاجت بانگ زدن نیست دل آگه را ۵

جوید از صحبت ما زاهد پر حیله گریز
طاقت پنجه شیران نبود روبه را ۶

بر آن زلف که بادش شب ما کرد دراز
عاشقان دوست ندارند شب کونته را ۷

گشت رنگین ز سخن دفتر اشعار کمال
گر به سرخی بنویسید و ایضا له را ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۷ - شانه زد باد زلف یار مرا
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - طاقت درد تو زین بیش ندارم بارا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.