خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد و رنج تن و دل خود میگوید و بیان میکند که چرا این همه سختی بهرهی او شده است و راه چارهای نمییابد.
متن حاوی مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است باعث سردرگمی یا ناراحتی شود.
مناجات ۲۳۸ - الهی این تن کان حسرت است و دل من مایهٔ درد و محنت، می نیارم گفت کاین بهره چرا به
الهی این تن کان حسرت است و دل من مایهٔ درد و محنت، می نیارم گفت کاین بهره چرا بهرهٔ من، نه دست رسد مرا بر کان چاره من.
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:مناجات ۲۳۷ - الهی هر کس بر چیزی است و من ندانم بر چه ام، بیمم آنست که کی دانسته شود که من کیم
گوهر بعدی:مناجات ۲۳۹ - الهی بقدر تو نادانم، سزای تو را ناتوانم، به بیچارگی خود سرگردانم و روزبروز در زی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.