خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به رابطهٔ انسان با خدا و تنهایی او در میان مردم میپردازد. انسان به سبب دیدن و وابستگیهای دنیوی دچار غفلت میشود، اما اگر از خودخواهی رها شود، ممکن است به جایگاه والاتری دست یابد. همچنین، متن به ناتوانی انسان در برابر تقدیر الهی و نیاز او به رهایی از تعلقات دنیوی اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
مناجات ۱۳۸ - الهی تا بنده را خواندی بنده در میان مردم تنهاست و تا گفتی بیا هفت اندام او شنواس
الهی تا بنده را خواندی بنده در میان مردم تنهاست و تا گفتی بیا هفت اندام او شنواست از آدمی چه آید قدر او پیداست کیسه تهی و باد پیماست، این کار پیش از آدم و حواست، و عطا بیش از خوف و رجاست اما آدمی بسبب دیدن مبتلاست، به ناز کسی است که از سبب دیدن رهاست و با خود به جفاست.
۱
ای دوست بجملگی تو را گشتم من
حقا که دراین سخن نه ذوق است و نه فن ۲
گر تو ز خودی خود برون جستی پاک
شاید صنما بجای تو هستم من ۳
ای دوست بجملگی تو را گشتم من
حقا که دراین سخن نه ذوق است و نه فن ۲
گر تو ز خودی خود برون جستی پاک
شاید صنما بجای تو هستم من ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:مناجات ۱۳۷ - الهی تو موجود عارفانی، آرزوی دل مشقانانی، یاد آور زبان مدّاحانی، چونت نخوانم که
گوهر بعدی:مناجات ۱۳۹ - الهی اگر کسی بترا بطلب یافت من خود طلب از تو یافتم، اگر کسی ترا به جُستن یافت من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.