خلاصه و ردهبندی سنی
16+
نویسنده در این متن از حالات درونی خود سخن میگوید که ترکیبی از تضادهاست: آب در سر، آتش در دل، ناز و خواهش در باطن. او در دریایی بیکران نشسته و دردی در جان دارد که درمانی ندارد. همچنین، چیزهایی میبیند که وصفناپذیر هستند.
متن دارای مضامین عرفانی و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
مناجات ۷۲ - الهی در سر آب دارم، در دل آتش، در باطن ناز دارم، در باطن خواهش در دریایی نشستم ک
الهی در سر آب دارم، در دل آتش، در باطن ناز دارم، در باطن خواهش در دریایی نشستم که آنرا کران نیست، بجان من دردیست که آنرا درمان نیست، دیدهٔ من بر چیزی آید که وصف آن بزبان نیست.
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:مناجات ۷۱ - الهی در آتش حسرت آویختیم چون پروانه در چراغ، نه جان رنج دیده نه دل اَلَم داغ.
گوهر بعدی:مناجات ۷۳ - الهی ای کریمی که بخشندهٔ عطایی و ای حکیمی که پوشندهٔ خطایی و ای احدی که در ذات و
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.