خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از حالتی سخن میگوید که فرد بدون شعله و آگاهی، مانند شراب میجوشد و غفلت او را بیهوش کرده است. همچنین اشاره میکند که بازیهای هوای نفس، انسان را از عشق دور میسازد و مانند کودکی که از بازیگوشی بازمیماند، فرد نیز از مسیر اصلی خود دور میشود.
متن دارای مفاهیم عرفانی و اخلاقی است که درک آنها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند شراب و بیهوشی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۶۱۱ - بی شعله، چو باده خود به خود میجوشی
بی شعله، چو باده خود به خود میجوشی
غفلت به تو داده داروی بیهوشی ۱
لعب هوست است ز عشق دور افکنده
ماند ز سبق، طفل ز بازیگوشی ۲
غفلت به تو داده داروی بیهوشی ۱
لعب هوست است ز عشق دور افکنده
ماند ز سبق، طفل ز بازیگوشی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱۰ - در پرده به هر دل آشنا میباشی
گوهر بعدی:شماره ۶۱۲ - یابی چو ز اهل فضل، شخصی عاصی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.