خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر آرزو میکند که عشق مانند روح در کالبدش ساکن شود و به او آرامش دهد. او بیان میکند که اگر عشق او را رها کند، آزاد خواهد شد، اما اگر در بند عشق گرفتار شود، آن را میپذیرد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد و درک کامل آن نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۹۹ - خواهم که به دل، چو عشق، مسکن گیری
خواهم که به دل، چو عشق، مسکن گیری
چون روح، مرا قرار در تن گیری ۱
در قید افتم، گرم به خود بگذاری
آزاد شوم، مرا گر از من گیری ۲
چون روح، مرا قرار در تن گیری ۱
در قید افتم، گرم به خود بگذاری
آزاد شوم، مرا گر از من گیری ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹۸ - پُر پیش فتادهای، قفایی نخوری
گوهر بعدی:شماره ۶۰۰ - هرچند نباشد خبرت از رازی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.