خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که هرگز از جام شکایت جرعهنوشی نکرده و پیام شکایتش نیز ناتمام مانده است. او احساس میکند که قلبش توان تحمل جفای دیگران را دارد و از بردن نام شکایت شرمگین است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات نیاز دارد. همچنین، ممکن است برخی از اصطلاحات و مفاهیم برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
شماره ۵۶۳ - هرگز نشدم جرعهکش از جام گله
هرگز نشدم جرعهکش از جام گله
در زیر لبم شکست پیغام گله ۱
دارد چو دلم تاب جفای همهکس
شرمم بادا ز بردن نام گله ۲
در زیر لبم شکست پیغام گله ۱
دارد چو دلم تاب جفای همهکس
شرمم بادا ز بردن نام گله ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۲ - در عشق، چه دلهاست کباب از شعله
گوهر بعدی:شماره ۵۶۴ - از خلق جهان، چه نیک و بد، یک قلمه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.