خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از درد جدایی از معشوق میگوید و توصیف میکند که چگونه شبهای بدون او پر از اندوه و اشک بوده است. او معشوق را نور چشمانش میخواند و بیان میکند که بدون حضور او، دنیایش تاریک و بیروشنایی است.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیدهتر، فهم آن را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
شماره ۳۱۸ - شب از تو جدا، کار دلم شیون بود
شب از تو جدا، کار دلم شیون بود
بر چشم ترم هر مژه صد سوزن بود ۱
ای نور دو دیده، دیده قدسی دوش
بی روی تو چون چراغ بی روغن بود ۲
بر چشم ترم هر مژه صد سوزن بود ۱
ای نور دو دیده، دیده قدسی دوش
بی روی تو چون چراغ بی روغن بود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۷ - هرچیز که آن وسیله کام بود
گوهر بعدی:شماره ۳۱۹ - مردم که ز مردمی نشانش نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.